تصویر بدنی

از دانش ویکی
پرش به: ناوبری، جستجو

تصویر بدنی (body image) تصویری از بدن خودمان است که در ذهن مان شکل می‌دهیم. علاوه بر ادراک ما از بدن‌مان که شامل ارزیابی ما از اندازه‌مان است یک جنبه هیجانی یا نگرشی نیز نسبت به تصویر یا ارزیابی بدن‌مان وجود دارد. در تعریف دیگری، تصویر بدنی تصویری در نظر گرفته شده است که ما در ذهن از اندازه، شکل و ریخت بدن‌مان و همچنین احساس‌های‌مان درباره ویژگی‌ها و قسمت‌های تشکیل دهنده بدن داریم.

روانشناسان جدیدتر مؤلفه سومی را به تعریف تصویر بدنی افزوده‌اند، رفتار‌مان. روانشناسی به نام روزن تصویر بدنی را این‌چنین توصیف می‌کند: تصویر ذهنی و ارزیابی یک فرد از ظاهر و تأثیر این ادراک‌ها و نگرش‌ها بر رفتار.

نگرانی درباره ی ظاهر

تلاش برای جذابیت همگانی است. آراستگی بدنی به منظور بهتر کردن ظاهر یک فرد (با لباس پوشیدن، لوازم آرایشی، مدل مو، جواهرات و ...) به افراد درباره ی ظاهر جسمی آن‌ها لذت و غرور می‌دهد و در میان تمام فرهنگ‌ها مرسوم است. تمایل به جذاب بودن باعث به‌وجود آمدن احساس خوبی می‌شود چون که جذاب بودن منافع اجتماعی و تکاملی بسیاری را باعث می‌شود. شواهد قابل توجهی وجود دارد حاکی از اینکه با کودکان و بزرگسالان جذاب به طور مطلوب‌تری رفتار می‌شود و آن‌ها طیف وسیعی از مزایا را تجربه می‌کنند، اگرچه بسیاری از این پژوهش‌ها درباره جذابیت صورت انجام شده‌اند.

به هرحال تا حدی که پیام‌های فرهنگی درباره جذابیت جسمی درونی می‌شود و به عنوان ایده آل‌های شخصی به کار می‌رود آن‌ها ممکن است به طور نامطلوبی بر ارزیابی و رضایت ما از ظاهر جسمی‌مان تأثیر بگذارند. افراد جذاب از نظر جسمی الزاماً درباره ظاهرشان رضایت ندارند و این‌گونه نیز نیست که افراد دارای جذابیت کمتر الزاماً درباره ظاهرشان ناشاد باشند. احتمال زیادی وجود دارد که این ادراک ها، عقاید و احساس‌های یک فرد درباره ظاهرش باشد که در مقایسه با ویژگی‌های جسمی واقعی تصویر بدنی آن‌ها را تعیین می‌کند.

تصویر بدنی منفی و نارضایتی از تصویر بدنی

تصویر بدنی منفی معمولاً مؤلفه‌های زیر را دارد:

  • تحریف ادراکی
  • شکست در دست یافتن به هدف‌های غیر واقع بینانه درباره اندازه و وزن که به نارضایتی بدنی و خلق منفی می‌انجامد
  • نیروگذاری روی ظاهر به‌عنوان یک ملاک اساسیِ ارزیابی خود که به توجه انتخابی به پیام‌های ظاهری می‌انجامد
  • رفتار، مانند جستجوی لاغری از طریق رژیم گرفتن یا سایر اقدامات برای کاهش وزن

نارضایتی از تصویر بدنی می‌تواند اثرات نابود کننده ایی بر سلامتی جسمی و روان شناختی داشته باشد. تصویر بدنی منفی و نگرانی مفرط درباره شکل و وزن مشخصه‌های اساسی اختلال‌های خوردن هستند اگر چه در تمام افراد دارای یک اختلال خوردن وجود ندارند. اختلال تصویر بدنی یا تصویر بدنی منفی فقط مختص اختلال‌های خوردن نیستند. این ویژگی در اختلال‌های نوروسایکولوژیکی، اختلال هذیانی، و اختلال بدریخت انگاری بدن نیز یافت می شود.

چه چیزی را مشکلات تصویر بدنی می‌نامیم؟

طیفی از اصطلاحات وجود دارد که در متون علمی برای مشکلات تصویر بدنی مورد استفاده قرار می گیرد اما آن‌ها مبهم بوده و به طرز بدی تعریف شده‌اند. یک تصویر بدنی منفی (برای مثال ناخشنودی یا ارزیابی منفی برخی جنبه‌های ظاهر جسمی یک فرد) می‌تواند از احساس‌های ملایمِ عدم جذابیت تا وسواس فکری شدید درباره ظاهر جسمی متغیر باشد که کارکرد عادی را مختل می کند. نارضایتی بدنی به علت وجود یک تفاوت بین خود ادراک شده و خود ایده آل است. نارضایتی بدنی بین زنان بسیار شایع شده است به طوری که اکنون یک هنجار در نظر گرفته می شود. مشکل اصطلاح نارضایتی بدنی این است که تأثیری که این اصطلاح بر یک فرد در چارچوب رنج و عذاب فردی یا سطوح کارکرد دارد را به حساب نمی‌آورد. تصویر بدنی می‌تواند بر روی یک پیوستار از مثبت تا پذیرش تا منفی در نظر گرفته شود.

افکاری که با یک تصویر بدنی منفی تداعی می‌شوند احتمالا به عنوان افکاری "وسواسی" توصیف می‌شوند. مفهوم شرم بدنی از خرده گیری والدین، تمسخر همسالان یا سوء استفاده‌های جسمی ناشی می‌شود. شرم بدنی بدنی بالاتر با رضایت بدنی پایین‌تر، بهزیستی روان شناختی پایین‌تر و مشکلات خوردنِ بیشتر همراه می‌شود. تامپسون در سال 1992 مفهوم اختلال تصویر بدنی را مطرح کرد یعنی یک گزارش مداومِ نارضایتی، نگرانی و عذاب که به یک جنبه از ظاهر مربوط می‌شود. میزانی از اختلال در روابط اجتماعی، فعالیت اجتماعی یا کارکرد شغلی باید وجود داشته باشد. او همچنین پیشنهاد کرد که شدت از ملایم تا شدید کُد گذاری شود و اینکه کانون جسمی نگرانی و شکایت تصویر بدنی چقدر عینی است مشخص شود(از موجه تا هذیانی).

علل رشد اختلال تصویر بدنی

فرهنگ: قوی ترین تأثیر بر تصویر بدن فرهنگ است. انبوه رسانه های گروهی (مجله های مُد، تبلیغات و برنامه های تلویزیونی و فیلم ها) سیل مداومی از تصاویر آرمانی شده از زنان به شدت لاغر را ارائه می‌دهند. این کار "شکوه لاغری" را با مساوی انگاشتن آن با جذابیت، شادکامی، منزلت و موفقیت تداعی می‌کند در حالی که در همان زمان چاقی را با معانیِ ضمنی منفی مانند تنبلی، زشتی و شکست مساوی می‌داند. بنابراین ظاهر و بخصوص شکل و وزن برای خودسنجی و ارزش به خودِ زنان اساسی می شوند. این احتمالاً تاثیر خاصی در نوجوانی دارد یعنی وقتی تکلیف رشدی اساسی پایه گذاری هویت است.

افسانه ی تغییر: اکثر افراد به دلیل ویژگی‌های ژنتیکی و شخصیتی خود قادر به تغییر ظاهر خود نیستند. با این حال رسانه‌ها این عقیده را تبلیغ می‌کنند که اگر ما به اندازه کافی سخت تلاش کنیم می‌توانیم ظاهرمان را کنترل کنیم. در هر صورت یک تغییر طبیعی در شکل و اندازه بدن وجود دارد که به طور قابل توجهی توسط ژن‌ها تحت تأثیر قرار میگیرد. به علاوه استاندارد لاغری اکنون برای اکثریت زیادی از زنان برای این که با استفاده از ابزارهای سالم به آن دست یابند غیر ممکن است.

جنسیت: نگرانی درباره ظاهر جسمانی در زنان دوبار شایع‌تر از مردان یافت شده است. عزت نفس زنان اغلب مشروط بر جذابیت آنان است. پیام‌های فرهنگی استاندارد‌های جذابیت و عدم جذابیت را مشخص می‌کنند و انتظاراتِ بر پایه جنسیت را ابراز می‌کنند که زنانگی و مردانگی را به ویژگی‌های جسمی مشخصی گره می‌زنند.

سن: دختران از سن بسیار پایین یاد می‌گیرند که به منظور جستجوی تائید اجتماعی با دقت خود را بازبینی کنند و ظاهرشان را بهتر کنند. به خصوص نوجوانان آسیب پذیر هستند چون‌که آن‌ها در حال جستجوی اطلاعات خارجی هستند که به آن‌ها کمک کند هویت‌شان را شکل دهند. زنان جوانِ با سطح پایین اعتماد به نفس اغلب عقیده دارند که ظاهر آن‌ها مسئول هر شکستی که آن‌ها تجربه کرده اند است. نارضایتی بدنی یا بارز بودن آن همراه با سن رو به سوی کاهش می‌گذارد اما زنان میانسال یا مسن‌تر نیز نارضایتی بدنی را تجربه می‌کنند و در تلاش برای کاهش وزن رژیم می‌گیرند.

نگرش های خانوادگی و یادگیری اجتماعی: انتظارات، نظرات و پیام‌های کلامی و غیر کلامی نیز در تعاملات با اعضای خانواده، دوستان، همسالان و حتی غریبه‌ها منتقل می‌شوند. خرده گیری، اظهار نظرها و سرمشق دهی والدین نشان می‌دهند که ظاهر جسمی در درون خانواده ارزشمند است یا خیر.

تصویر بدنی و چاقی: به طور گسترده‌ایی فرض می‌شود که افرادی که چاق هستند باید درباره بدن‌های خودشان احساس بدی کنند. این فرض داغ اجتماعی یا برچسب اجتماعی قوی بر ضد چاقی را منعکس می‌کند. در افراد دارای اضافه وزن تصویر بدنی منفی در میان افراد زیر بیشتر است:

  • زنان
  • آن‌هایی که به عنوان یک کودک، چاق بودند
  • افراد دارای تاریخچه‌ایی از داشتن داغ یا برچسب اجتماعی (مثلاً کودکانی که در مدرسه به چاقالو یا تپل مشهور بوده‌اند)
  • افراد دارای اختلال خوردن

سایر عوامل خطر: یک خودپنداره مثبت ممکن است رشد یک ارزیابی مثبت از بدن یک فرد را تسهیل کند و به عنوان یک سپر در مقابل رویدادهایی که تصویر بدنی یک فرد را تهدید می‌کنند خدمت کند. بر عکس عزت نفس پایین ممکن است آسیب پذیری یک فرد در مقابل تصویر بدنی را بیشتر کند. کمال گرایی عامل دیگری است که ممکن است افراد را به سمت ایده آل‌های جسمی سوق دهد. در نهایت یک دلبستگی ناایمن که بر اساس آن افراد در عین حال که احساس بی ارزش می‌ کنند در حال جستجوی عشق و پذیرش هستند ممکن است تصویر بدنی منفی را بپروراند.