خودشیفتگی

از دانش ویکی
پرش به: ناوبری، جستجو

خودشیفتگی یا نارسیسیسم (Narcissism) اصطلاحی برگرفته از افسانه‌ای در یونان باستان است که موضوع آن عشق به خود است.

نقاشی اکو و و نارسیسوس اثر جان ویلیام واترهاوس در سال ۱۹۰۳

این اصطلاح برای اشاره به افرادی به کار می‌رود که به صورت اغراق شده‌ای عاشق خودشان هستند. ویژگی اصلی افراد خودشیفته این است که نسبت به خود تکبر دارند و درباره موفقیت‌ها و ویژگی‌های جسمانی و روانی خود اغراق می‌کنند. آن‌ها فکر می‌کنند که انسان‌های مهمی هستند و بنابراین دیگران باید با آن‌ها با احترام زیاد رفتار کنند.

افسانه نارسیسوس

اصطلاح نارسیسیسم از یک افسانه یونانی گرفته شده است. نارسیسوس پسر خدای رود سفیسوس و لیریوپی (یک پری) بود و به دلیل زیبایی‌اش تحسین می‌شد. نارسیسوس جوانی زیبارو بود که دختری به نام اکو عاشق وی می‌شود. زبان اکو به دستور همسر زئوس قطع شده بود و بنابراین او نمی‌توانست عشق‌اش به نارسیسوس را ابراز کند. در نهایت اکو از دنیا می‌رود درحالی که نارسیسوس عشق او را نادیده گرفته و به وی بی‌توجهی می‌کند. به همین دلیل خدایان تصمیم می‌گیرند نارسیسوس را تنبیه کنند. به این صورت که نارسیسوس عاشق خودش می‌شود و زمانی که چهره خود را در آب برکه می‌بیند محو تماشای تصویرش می‌شود. او آن‌قدر در کنار برکه می‌نشیند که ضعیف می‌شود و سرانجام می‌میرد.

نظریات روانشناسان درباره خودشیفتگی

اصطلاح خودشیفتگی یا نارسیسیسم به صورت علمی و با جزئیات زیاد، برای اولین بار در کارهای زیگموند فروید دیده شد. وی در سال ۱۹۱۴ در مقاله‌ای با عنوان «درباره نارسیسیسم: یک معرفی» این مشکل را از نظر روانکاوی مورد بررسی قرار داد. فروید این اصطلاح را از کارهای پاول ناک گرفته بود که در سال ۱۸۹۹ نوعی رفتار را توصیف کرد که که در آن فردی ممکن است عاشق بدن خودش شود.خودشیفتگی بر روی یک پیوستار قرار دارد. در یک سر این پیوستار افرادی قرار دارند که هیچ‌گونه خودشیفتگی نسبت به خود ندارند و در سمت دیگر پیوستار افرادی قرار دارند که به صورت بیمارگون عاشق خودشان هستند. طبیعی است که بیشتر افراد در بین این دو گروه قرار دارند و حد نرمالی از خودشیفتگی را دارند. افرادی که خودشیفتگی بسیار زیادی داشته باشند مبتلا به نوعی اختلال روانی با نام اختلال شخصیت خودشیفته (Narcissistic Personality Disorder) هستند.