سالمندی

از دانش ویکی
پرش به: ناوبری، جستجو

انسان ها از آغاز انعقاد نطفه تا روز مرگ مراحل بسیاری را طی می‌کنند. سالمندی یا پیری آخرین مرحله زندگی در این سلسله مراحل محسوب می شود. با توجه به افزایش جمعیت جوان در بیشتر کشورهای دنیا، به نظر می‌رسد که در آینده، دنیا با معضلی به نام سالمندی یا پیری جمعیت روبرو خواهد شد.

پیری یا سالمندی عبارت است از اضمحلال تدریجی در ساختمان و ارگانیسم بدن که بر اثر دخالت عامل زمان پیش می‌آید و تغییراتی را در ساختمان و عمل اعضاء مختلف بدن به وجود می‌آورد که سفید شدن مو، ریزش مو، کاهش قدرت دید، نقصان شنوایی، خمیدگی، کندی در تحرک، کاهش قدرت عضلانی، اختلال و آشفتگی در حافظه و ادراک، اختلال در جهت‌یابی، کاهش ظرفیت و کارآیی ریه‌ها و سیستم قلبی و عروقی از آن جمله‌اند. به طور کلی سالمندی پدیده‌ای است که بوسیله تغییرات بیولوژی، فیزیولوژی، بیوشیمی و آناتومی در سلول‌های بدن ایجاد می‌شود. این تغییرات به مرور زمان بر عمکلرد سلول‌ها اثر می‌گذارد. پیری یک سراشیبی ساده‌ای نیست که همه با یک شتاب آن را به پایین طی کنند. بلکه پلکانی است با نرده‌های بی‌نظم که برخی از آن با سرعتی بیش از دیگران به پایین می‌آیند.

در بیشتر متون و منابع سالمندی را سن بالای 60 سال می‌دانند. جمعیت افراد سالمند بالای 60 سال جهان بیش از 605 میلیون نفر تخمین زده شده است و برآورد گردیده که تا سال 2050 این تعداد به دو میلیارد نفر برسد.

سالمندی از دیدگاه روانشناسی

در نظریات روانشناسی معمولاً دوره سالمندی نادیده گرفته می‌شد اما یکی از افرادی که نظریه خود را به دوران سالمندی گسترش داد اریک اریکسون (Eric Erikson) بود. اریکسون برخلاف نظریاتی و عقایدی که پیری را معادل رکود و ناتوانی می‌دانستند دید خوشبینانه‌تری را اتخاذ کرد. او این مرحله را انسجام در برابر ناامیدی نامید. همچنین بیشتر نظریاتی که بعد از اریکسون ارائه شدند به پیروی از او به توانایی‌ها و نقاط قوت سالمندان نیز پرداختند. برای مثال لابووی – ویف اظهار داشت که سالخوردگان برای جبران نقاط ضعف خود توانایی‌های هیجانی جبران کننده‌ایی نشان می‌دهند. به نظر او سالخوردگان با احساسات خود بیشتر در تماس هستند که این به خبرگی بیشتر آنان در پردازش اطلاعات هیجانی و تنظیم کردن عاطفه منفی کمک می‌کند.

از سوی دیگر در مطالعات اخیر درباره سالمندی نشان داده شده است که در دوره سالمندی برون گرایی کمی کاهش می‌یابد و خوش مشربی کمی افزایش می‌یابد که این با نظریات قبلی دال بر کاهش انعطاف پذیری شخصیت در سنین پیری تناقض دارد. بنابراین به نظر می‌رسد که در دهه‌‌های اخیر به نقاط قوت و مزیت‌های سالمندی نیز توجه شده است اما با این وجود نمی‌توان مشکلات و ضعف‌هایی که این افراد با آن‌ها مواجه می‌شوند را نادیده گرفت. برای مثال میزان خودکشی در سالمندان بالاست. همچنین افراد سالمند از نظر جسمی با ناتوانی‌هایی روبرو می‌شوند.