طلاق

از دانش ویکی
پرش به: ناوبری، جستجو

طلاق به انگلیسی: Divorce) رویدادی است که همه با آن آشنایی دارند اما با این­‌همه شاید تعریف آن دشوار باشد. در ساده­‌ترین عبارت می‌­توان طلاق را جدایی قانونی دو زوج از یکدیگر دانست.

نقاشی طلاق اثر لئون زرنیتسکی در سال ۲۰۱۴

از نظر لغوی در لغت نامه دهخدا طلاق به معنی رها شدن از قید نکاح، رها شدن زن از عقد نکاح و فسخ کردن عقد نکاح آورده شده است. برخی افراد طلاق را بدعتی اجتماعی می­‌دانند که به عنوان ابزاری اجتماعی در مواجهه با شکست در ازدواج به کار گرفته می­‌شود. غالباً در فرایند طلاق یکی از طرفین وابستگی، درگیری عاطفی و رنج بیشتری را متحمل می­‌شود و مدتی طولانی­‌تر را در بحران به سر می­‌برد. طلاق فرایندی است که با تجربه بحران عاطفی هر دو زوج شروع می­‌شود و با سعی در حل تعارضات زناشویی از طریق جدایی با ورود به موقعیتی جدید با نقش‌ها و سبک زندگی متفاوت خاتمه می‌یابد. اما همان‌طور که مشاهده می­‌شود طلاق شروع و پایانی دارد و به عبارتی فرایند خاصی را طی می­‌کند.

نظریات مرتبط با طلاق

برخی از کارشناسان بر این باورند که فرایند طلاق در اکثر مواقع این سیر را طی می­‌کند: اختلافات جزئی، تکرار اختلافات جزئی و جدی شدن آن­‌ها، جدایی یا بی­‌میلی یکی از زوجین به طرف مقابل، قهرهای طولانی و تکرار آن، خستگی زوجین از قهرها و درگیری­‌ها، طلاق عاطفی، طلاق قانونی. علاوه براین فرایند، نظریه­‌هایی نیز در زمینه مراحله و فرایندهای طلاق مطرح شده است که در زیر به بررسی یکی از مهمترین نظریات پرداخته می‌شود.

در این قسمت نظریه تحولی گه­رن و همکاران شرح داده می­‌شود تا فرایند طی شدن مسیری که به طلاق می‌­انجامد روشن­‌تر شود. از دید تحولی، تعارض زناشویی اساساً از یک زوج به زوج دیگر نه فقط با توجه به مسایل خاصی که حول آن­‌ها تعارض شکل گرفته است بلکه به گونه­‌ای مهم‌­تر با توجه به طول عمر و شدت تعارض متفاوت است. در رویکرد تحولی آن­‌ها به تعارض زناشویی، زوج­‌ها چهار مرحله را طی می­‌کنند که در مرحله اول که موسوم به مخالفت اولیه است هر دو زوج از خانواده خوش کارکردی می‌­آیند که فقط استرس اندکی داشته‌­اند. در این دوره برنامه‌­های آموزشی و پیشگیرانه موسوم به آموزش سیستم­‌های خانواده توصیه می‌­شود. در مرحله دوم یا تعارض تکرار شونده، درمانگر با حرکت کردن مستقیم به سمت تعارض زناشویی روی راه‌های حفظ رابطه یا آمیزش عاطفی یا هردو کار می‌­کند. این ساختار موجب کاهش برانگیختگی هیجانی و اضطراب زوج‌­ها می­‌شود تا دوباره توجه‌­شان را روی خود متمرکز کنند. مرحله سوم یا تعارض شدید ویژه زوج­‌هایی است که ادامه ازدواج را بازی مرگ و زندگی می­‌دانند، مداخلات سیستمی در این مرحله می­‌توانند مفید باشند. و سرانجام، در مرحله چهارم یا رابطه تشدید یافته زوج­‌ها که مشخصه بارز آن "گرفتن وکیل" توسط یکی یا هر دو زوج است، درمان رابطه کارساز نیست و درمان فردی هر یک از زوج­‌ها و کمک به اطرافیان آن­‌ها مانند والدین و فرزندان، درمان ارجح است. در این مرحله، طلاق می‌تواند ابزاری برای مدیریت تعارض باشد که موجب آرامش خاطر شده و به ناراحتی و خصومت خاتمه می‌­دهد. در این مرحله است که رابطه قبلی پایان می­‌یابد و زوجین و در کنار آنان کودکان باید خود را برای زندگی جدید آماده کنند که چه بسا دشوارتر از قبل باشد.

مقایسه طلاق در کشورهای مختلف

به نظر می­‌رسد که میزان طلاق در تمام دنیا رو به افزایش باشد. در سه دهه منتهی به سال ۲۰۰۰ طلاق در سراسر جهان روبه افزایش بوده است. اگرچه میزان طلاق از جامعه­‌ای به جامعه دیگر بسیار متفاوت است اما این پدیده در بسیاری از کشورها و فرهنگ‌­ها بسیار رایج است. نزدیک به یک سوم از ازدواج‌­ها در استرالیا، انگلستان، و ولز به طلاق ختم می‌­شود. این میزان در ژاپن یک چهارم از هر ازدواج را شامل می­‌شود. اما شاید بالاترین آمار طلاق در آمریکا ثبت می­‌شود. بیش از نیمی از ازدواج‌­ها در ایالات متحده به طلاق ختم می­‌شود.

عوامل موثر بر طلاق

برای پیشگیری از طلاق باید به عوامل زمینه ساز آن پرداخت. در رابطه با عوامل زمینه ساز تاکید عجیبی بر کیفیت روابط زناشویی شده است. بسیاری از پژوهشگران و صاحب‌نظران علت اصلی طلاق را مربوط به عوامل زناشویی دانسته­‌اند. اگرچه عوامل زناشویی می­‌تواند بر طلاق اثرگذار باشد، اما ارائه آمارهای دور از ذهن در این زمینه نیز نمی‌­تواند پاسخ‌گوی ذهن جوامع دانشگاهی باشد. برای مثال همین نکته بس که اضطراب می­‌تواند باعث مشکلات زناشویی در مردان و زنان شود. بنابراین شاید عوامل زناشویی در ظاهر به عنوان علت طلاق مطرح شوند اما در اصل عواملی مانند تنش‌­های زوجین و اختلافات در سایر حوزه‎­های زندگی سبب بروز اضطراب در این افراد می­‌شود و این اضطراب خود را در قالب مشکلات زناشویی نشان می‌دهد.

اما علاوه بر مسائل زناشویی، در پژوهش‌­های مختلف عواملی دیگری نیز در طلاق موثر دانسته شده‌­اند از جمله عدم تفاهم اخلاقی، اعتیاد، و دخالت خانواده­‌ها شایع ترین عوامل منجر به طلاق بوده‌اند. مشکلات مالیو بیماری­های روانی موارد بعدی گزارش شده است.

راه‌های مؤثر در کاهش طلاق

از انجا که برخی از عوامل طلاق ناشی از کمبود آموزش‌­های زوجین است، در برخی پژوهش‌­ها بر این موضوع تاکید شده است. برای مثال آموزش مهارت­‌های ارتباطی همسران در کاهش واکنش­‌های هیجانی، جلب حمایت فرزندان، رابطه با اقوام و دوستان خود، و میزان کلی تعارض زناشویی زوج­‌های متقاضی طلاق مؤثر بوده است. بنابراین این آموزش‌­های می­‌تواند به صورت اجباری در آمده و از هزینه­‌های مالی، اجتماعی و روان­‌شناختی بعدی پیشگیری شود. راهکارهای جامعی برای کاهش طلاق بیان شده است که عبارتند از:

  • فراگیر کردن فرهنگ گفتگو بین خانواده‌­ها.
  • پرهیز خانواده­‌ها از ازدواج­‌های سهل گیرانه و سرسری.
  • توسعه مراکز آموزشی مشاوره خانواده قبل و بعد از ازدواج.
  • برگزاری کلاس‌های آموزشی مدیریت حل بحران برای خانواده‌­ها و جوانان قبل از ازدواج و زوج­‌هایی که دچار اختلاف هستند.
  • ایجاد، توسعه و تقویت مراکز امداد و ارشاد در کنار دادگاه­‌های خانواده برای کمک به خانواده‌­های دچار اختلاف.
  • برگزاری آموزش حقوقی در زمینه ازدواج، مشاوره خانواده برای دختران و پسرانی که در آستانه ازدواج قرار دارند.
  • آموزش و استفاده از فرهنگ بومی در تحکیم پایه­‌های خانواده.
  • آموزش و دانش افزایی والدین نسبت به روحیات جوانانتلاش والدین در جهت پرهیز فرزندان از ازدواج‌های ناسنجیده.
  • اتخاذ تدابیر مناسب جهت اصلاح قوانین و ساختارهای حقوقی، اقتصادی و فرهنگی به منظور پیشگیری از طلاق و تقویت عوامل و اهرم‌­های بازدارنده آن.
  • خانواده­‌ها باید زمینه­‌های لازم را برای شناخت بهتر طرفین از روحیات و آشنایی آنان با حقوق همدیگر فراهم کنند تا زوج‌­ها در آینده با مشکل مواجه نشوند.
  • پرهیز خانواده­‌ها از ازدواج‌­های تحمیلی برای فرزندان خود.
  • پرهیز خانواده‌­ها از دخالت­‌های بدون آگاهی و بینش در زندگی فرزندان.
  • تقویت اخلاق، معنویت و صمیمت در خانواده به منظور جلوگیری از ظلم و فروپاشی ارکان خانواده و تحکیم آن.
  • حمایت مالی و اقتصادی و رفع مشکلات اقتصادی خانواده‌ها.

منابع

  • بهاری، فرشاد؛ فاتحی زاده، مریم؛ احمدی، سید احمد؛ مولوی، حسین؛ بهرامی، فاطمه (۱۳۹۰). تاثیر آموزش مهار­ های ارتباط همسران بر کاهش تعارض­های زناشویی زوج­های متعارض متقاضی طلاق. پژوهش­های روان­شناسی بالینی و مشاوره، دوره ۱، شماره ۱، ص ۵۹ تا ۷۰.
  • اخوان تفتی، مهناز. (۱۳۸۲). پیامدهای طلاق در گذار از مراحل آن. مطالعات زنان، سال ۱، شماره ۳، ص ۱۲۵ تا ۱۵۱.
  • دهخدا، علی اکبر. (۱۳۶۷). لغت نامه دهخدا. چاپ دوم، تهران، انتشارات امیرکبیر.
  • شورای نویسندگان اداره کل زندان­های استان اذربایجان غربی. (۱۳۷۷). طلاق و بچه­های طلاق. اصلاح و تربیت، سال ۴، شماره ۴۵، ص ۲۱ تا ۲۲.
  • سادوک، بنیامین، سادوک، ویرجینیا آلکوت. (۲۰۰۷). خلاصه روانپزشکی. ترجمه فرزین رضاعی. (۱۳۸۹). جلد دوم، تهران ، انتشارات ارجمند.
  • کاملی، محمدجواد. (۱۳۸۶). بررسی توصیفی علل و عوامل موثر در بروز آسیب اجتماعی طلاق در جامعه ایران با توجه به آمار و اسناد موجود. فصلنامه دانش انتظامی، سال ۹، شماره ۳، ص ۱۷۹ تا ۱۸۰.
  • Karami, Soheila, Ghasemzadeh, Azizreza, Saadat, Maryam, Mazaheri, Elaheh, & Zandipour, Taiebeh. (2012). Effects of Group Counseling with Cognitive-Behavioral Approach on Reducing Divorce Children's Depression. Procedia - Social and Behavioral Sciences, 46(0), 77-81.
  • Sakyi, Kwame S., Melchior, Maria, Chollet, Aude, & Surkan, Pamela J. (2012). The combined effects of parental divorce and parental history of depression on cannabis use in young adults in France. Drug and Alcohol Dependence, 126(1–2), 195-199.
  • Gould, Madelyn S., Shaffer, David, Fisher, Prudence, & Garfinkel, Robin. (1998). Separation/Divorce and Child and Adolescent Completed Suicide. Journal of the American Academy of Child & Adolescent Psychiatry, 37(2), 155-162.
  • Felix, Daniel S., Robinson, W. David, & Jarzynka, Kimberly J. The influence of divorce on men's health. Journal of Men's Health(0).
  • Wadsby, Marie, & Svedin, Carl Göran. (1996). Academic achievement in children of divorce. Journal of School Psychology, 34(4), 325-336.
  • Yip, Paul S. F., Chen, Ying-Yeh, Yousuf, Saman, Lee, Carmen K. M., Kawano, Kenji, Routley, Virginia, . . . Wu, Kevin Chien-Chang. (2012). Towards a reassessment of the role of divorce in suicide outcomes: Evidence from five pacific rim populations. Social Science & Medicine, 75(2), 358-366.