نگاه خیره

از دانش ویکی
پرش به: ناوبری، جستجو

نگاه خیره (به انگلیسی: Gaze) یکی از مفاهیم نظریه روانکاوی ژاک لکان، روانکاو و فیلسوف مشهور فرانسوی است. نگاه خیره لکان شاید بیشترین تأثیرات را در نقد فیلم داشته است.

ژاک لکان روانکاو و فیلسوف فرانسوی

از نظر لکان ما سوژه‌هایی آگاه نیستیم که به جهان بنگریم بلکه موجوداتی هستیم که همواره از پیش در معرض دیدیم. لکان حکایت مشهور قوطی غوطه‌ور در آب را برای اشاره به تفاوت «چشم» و «نگاه خیره» بیان می‌کند:

روزی لکان با دوستانش سوار بر قایق برای ماهی‌گیری می‌رفتند. یکی از دوستانش به قوطی ساردینی که بر آب شناور بود و زیر نور آفتاب برق می‌زد اشاره کرد. او به لکان گفت «اون قوطی رو می‌بینی؟ می‌بینی‌اش؟ خب، ولی اون تورو نمی‌بینه!» و شروع می‌کند به خندیدن. لکان با آگاهی کامل از این‌که معنی تلویحی شوخی ماهی‌گیر این بوده که او به عنوان یک توریست بورژوا فرد نامطلوبی میان این گروه کارگران فعال است، می‌گوید حتی اگر قوطی او را نبیند ولی در اصل همواره به او خیره است.

قوطی ساردین نوری را باز می‌تاباند که بدون آن قادر به دیدن نیستیم و این تمثیلی است از ایده نگاه خیره «دیگری» به ما. نگاه خیره‌ای که ابژه‌ها و ما را از بیرون در قاب می‌گیرد، لیکن ما متوجه‌اش نیستیم چرا که ابژه‌های مذکور را در حوزه ادراک خودمان می‌بینیم.

از نظر لکان جدایی بنیادینی میان چشم و نگاه خیره وجود دارد. «من» تنها از یک نقطه می‌بینم اما از همه نقاط در معرض دید هستیم. نگاهی خیره وجود دارد که در نسبت با نگاه سوبژکتیوِ من از پیش موجود است، یک همه چیز بین که در معرض آن قرار دارم. اسلاوی ژیژک مفاهیم مذکور را به خوبی خلاصه می‌کند: «چشمی که ابژه را می‌نگرد در جانب سوژه است، اما نگاه خیره در جانب ابژه است. هنگامی که به ابژه نگاه می‌کنم، ابژه همواره از پیش به من خیره شده است، از جایی که نمی‌توانم آن را ببینم».

نگاه خیره در حوزه سینما

لورا مالوی (Laura Mulvey) تئوری پرداز فیلم فمینیست در مقاله تأثیرگذار خود با عنوان «لذت بصری و سینمای روایی» اظهار می‌­دارد که نگاه خیره در سینما در سه سطح عمل می‌­کند: اول نگاه خیره دوربین در حال فیلم­برداری که مالوی آن را نگاه خیره چشم‌­چران می­‌خواند. دوم نگاه­‌هایی که معمولاً نگاه قهرمانان مرد فیلم است و جایگاه شخصیت­‌های فیلم را در خود روایت تعیین می‌کنند. و سرانجام نگاه خیره تماشاگر که چون دو جایگاه پیشین یعنی جایگاه قهرمانان درون فیلم و جایگاه دوربین آن را تسهیل می­‌کنند، ذاتاً جایگاه مردانه را اتخاذ می‌کند.

البته به این تفسیر نقدهایی وارد شده است. اسلاوی ژیژک عقیده دارد که نتیجه‌­گیری فمینیستی مالوی حاصل سوء فهم از اصل مفهوم نگاه خیره است. قرائت مالوی مبتنی بر این پیش‌­فرض است که نگاه خیره به ساحت و سویه سوژه تعلق دارد، یعنی این­که نگاه خیره کنشی است که سوژه برای دیدن ابژه انجام می­‌دهد. در حالی که ژیژک نشان می‌­دهد که نگاه خیره مفهومی وابسته به ابژه هم هست. ما هنگامی که به ابژه­ا نگاه می­‌کنیم در واقع در وهله اول از سوی آن ابژه دیده می­­‌شویم. حوزه نگه خیره هم در برگیرنده کنش دیدن است و هم کنش دیده شدن.

منابع

  • ژیژک، اسلاوی. (۱۳۸۳). پست مدرنیسم از دید لکان. ترجمه حمید سمیع عادل، کارنامه، شماره ۴۵.
  • راباته، ژان میشل. (۱۳۸۲). پیش درآمدی بر ژاک لکان. ترجمه فتاح محمدی، ارغنون، شماره ۲۲، ص ۱۹۳ تا ۲۲۷.
  • هومر، شون (۲۰۰۵). ژاک لکان. نترجمه محمدعلی جعفری و سید محمد ابراهیم طاهائی (۱۳۹۰). چاپ دوم، تهران، انتشارات ققنوس.