ژاک لکان

از دانش ویکی
پرش به: ناوبری، جستجو

ژاک لکان یا ژاک لاکان با نام کامل ژاک مری امیل لکان (به فرانسوی: Jacques Marie Émile Lacan) زاده ۱۳ آوریل سال ۱۹۰۱ در پاریس و در گذشته ۹ سپتامبر سال ۱۹۸۱ در همان شهر، به گمان بسیاری از روانشناسان مهم‌­ترین روان­کاو پس از زیگموند فروید است.

Jacques-lacan.jpg

لکان بیش از همه به دلیل شعار «بازگشت به فروید» و همچنین زبان پیچیده و مبهم‌اش شهرت داشت. نقش انقلابی لکان در شکل گرفتن نظریه­ بعد از فروید در این بود که تأکید را از پدر که سایه آن همواره حاوی ویژگی­‌های ترسناکی بوده است که از رئیس زورگو و اخته کننده ایل که فروید وصف کرده به ارث رسیده است، به مادر جابجا می­‌کند. لکان نشان می­‌دهد که میل انسانی بدون چون و چرا کردن درباره پیوندهای خود با میل مادر نمی­‌تواند جایگاه خود را پیدا کند.

زندگینامه ژاک لکان

ژاک لکان در سال ۱۹۰۱ در خانواده کاتولیک مرفهی از طبقه متوسط در محله مونپارناس پاریس به دنیا آمد. مادرش، امیلی لکان از یک خانواده­ ثروتمند بود که به تجارت سرکه اشتغال داشت و پدرش آلفرد لکان در زمینه فروش محصولات همسرش فعالیت داشت. لکان در جوانی به تحصیلات پزشکی روی آورد و همزمان با مطالعات دانشگاهی به مطالعه فیلسوفان یونان باستان، دکارت و کانت پرداخت. در همین زمان وی در سخنرانی­‌های اَلکساندر کوژو، هگل شناس معروف فرانسوی شرکت کرد و این سخنرانی‌ها او را با تفکر هگل آشنا ساخت. او همچنین به مطالعه آثار کارل مارکس و فیلسوفان بزرگ قرون وسطی پرداخت.

لکان در دوره دکتری خود و در سال ۱۹۳۲ بر روی رساله‌ای با عنوان «درباب پسیکوز پارانویاک و رابطه آن با شخصیت» کار می‌کرد که براساس زندگی یک زن واقعی بود. لکان نام مستعار این زن را اِمِه (Aimée) یا محبوبه نامید. لکان با نوشتن این رساله به نظریات روانکاوانه گرایش یافت و نظریات بعدی‌اش را به تدریج شکل داد. علاوه براین لکان در این سال‌ها به جنش سوررئالیسم علاقه پیدا کرد. وی دوست آندره برتون، بنیانگذار سوررئالیسم و سالوادور دالی نقاش مشهور این جنبش بود و بعدها پزشک شخصی پابلو پیکاسو شد.

لکان در سال ۱۹۳۴ با ماری لوئی بلوندین ازدواج کرد و پس از جدایی از او، بعدها با سیلویا مک­له ازدواج کرد. او که در سال ۱۹۳۴ به عضویت جامعه روان­کاوی پاریس (SPP) درآمد، در دوران اشغال پاریس به دست نازی­‌ها در هیچ یک از فعالیت‌­های رسمی شرکت نکرد. لکان در سال ۱۹۵۳ از جامعه روان­کاوی پاریس (SPP) جدا شد، و از این زمان تا زمان مرگ خود در سال ۱۹۸۱ با مجالس هفتگی خویش به بنیان­‌گذاری اصول روان­کاوی خود پرداخت . از سال ۱۹۵۶ به بعد کم­ کم افراد سرشناس جذب سمینار­های او شدند که از آن جمله می­‌توان به آلکساندر کویره، کلود لوی استروس، موریس مرلو پونتی، مارسل گریال و امیل بنونیست اشاره کرد.

ژولی­‌ین طرحی سه مرحله‌­ای را در تکوین نظریه لکان ترسیم کرد. این سه مرحله شامل همان سه مفهومی است که سرانجام او توانست به هم مرتبط سازد:

  • نخست ساحت خیالی که در دهه‌­های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ جنبه غالب دارد و با این دو دهه قرین است، همراه با تحلیل مرحله آینه­‌ای و پرخاشگری.
  • در دهه ۱۹۵۹ و نیمه دهه ۱۹۶۰ تأکید روی ساحت نمادین است.
  • در اواخر دهه ۱۹۶۰ و دهه ۱۹۷۰ به ساحت واقعی می‌­پردازد.

در آرشیو لکان سه نوع از متون وجود دارد:

  • سمینارها که برخی منتشر شد و برخی هم به صورت نسخه‌­های قاچاق دست به دست می­‌گشت.
  • نوشتارهای روان­کاوانه که در مجلات تخصصی روان­کاوی منتشر می­‌شدند.
  • مقاله­‌های ادیبانه که بیشتر متمایل به شأن و موقعیتی ادبی و فلسفی بودند و بسیاری از آن­‌ها در مجله Critique منتشر شدند.

کتاب تحریرات تنها کتاب خود لکان که در سال ۱۹۶۶ منتشر شد و تا حدودی ناشی از ترکیب همه این ژانرها و مایه­‌ها بود. این کتاب به رغم آن­‌که اکنون به طرز نامناسبی دشوار می­‌نماید اما در زمان انتشار بی­‌درنگ به جمع پرفروش‌­ترین کتاب­‌ها در فرانسه پیوست. این کتاب ۹۰۰ صفحه‌ای گردآورنده نوشته­‌های مهمی از لکان است که در فاصله سال‌­های ۱۹۳۶ تا ۱۹۶۶ منتشر شده‌­اند.

لکان در ۹ سپتامبر سال ۱۹۸۱ در پاریس فرانسه درگذشت.

زبان دشوار لکان

چند دلیل برای متنفر شدن از لکان وجود دارد. اول از همه مشکل زبان اوست. او یک نوع تلاش مشتاقانه و آگاهانه برای گفتن سخنان‌اش به زبانی نامناسب داشت که او را به درون یک گرداب پیچ در پیچ جناس‌ها و کنایه‌­ها هدایت می­‌کرد و سپس وقتی او تلاش می­‌کرد که سخنان‌­اش را ساده­‌سازی کرده و آموزش دهنده باشد، وسوسه­‌ای در او به وجود می‌­آمد که واژه تراشی کند. لکان مایل بود که به مرور در طرح‌های خود (منظور طرح­‌های ریاضی یا هندسی است) دستکاری کند، آن­‌ها را از نو شرح و بسط دهد تا این­که به قدری پیچیده شوند که خود او هم در آن­‌ها گم شود! البته هر چه پیش می­‌رود او به دنبال سادگی بیشتر است.

تفاوت زیگموند فروید و لکان در نحوه نوشتن و شرح افکارشان بسیار چشم‌گیر بود. فروید به گونه­‌ای منسجم و منظم به نوشتن می­‌پرداخت و در انتشار کتاب­‌ها نیز ادعای مولف بودن آن­‌ها برای فروید مهم بود. بر خلاف او، لکان همیشه به تدریس­‌اش می­‌نازید و به فضای تعاملی سمینارهای‌اش فخر می­‌کرد و نوشته­‌هایش را به عنوان مصالح و آشغال‌­نویسی پس می­‌زد. متون فروید مانند رمان­‌های کارآگاهی است و حتی اگر با استدلال­‌های او قانع نشوید از خواندن او لذت می‌­برید اما لکان بر خلاف فروید فردی دانشگاهی یا نویسنده نبود.

شعار بازگشت به فروید

لکان با شعار بازگشت به فروید مشهور شد. البته از نظر لکان این بازگشت نه بازگشت به آن­چه فروید گفته بود، بلکه بازگشت به هسته­ انقلاب فرویدی است که خود فروید هم آگاهی کاملی از آن نداشت. روان­کاوان بعد از فروید به دنبال روز­آمدسازی، تصحیح آرای او و حل تناقضاتی بودند که او بی‌­پاسخ گذاشته بود. به عقیده لکان روان­کاوی بر اثر این بازنگری­‌های مداوم اهداف اصلی‌­اش را گم کرد، یعنی واپس‌­گرا و محافظه کار شد. روان­کاوی با کم اهمیت جلوه دادن جنبه­‌های آزارنده‌­تر و ناراحت­‌کننده‌­تر این نظریه، به ویژه حضور پنهان میل واپس زده شده ناخودآگاه در زندگی ما، آبرومند شده است.

بنابراین می­‌توان ادعا کرد که لکان عقیده داشت که در نظریات فروید مفاهیمی است که حتی خود فروید نیز به آن­‌ها پی نبرده یا آن­‌ها را تحریف کرده است. مخاطب اصلی شعار «بازگشت به فروید» او را می‌­توان روان­کاوان ایگو دانست چرا که لکان روان­کاوی خود را علیه روان­کاوی ایگو پایه‌­گذاری کرد. پس از نظر لکان فروید نیز تا حدودی یک روان­شناس ایگو بود. علاوه بر پیروان فروید، خود فروید نیز در مقاله متأخر خود یعنی «طرح کلی از روان­کاوی» در سال ۱۹۳۸ چنین می­‌گوید: «روان­کاو و ایگو ضعیف شده بیمار باید درصدد اتحاد برآیند تا بر دشمنان یعنی خواست­ه‌های غریزی نهاد و خواست­ه‌های اخلاقی قسمت آگاه سوپرایگو غلبه کنند». اما سوال اینجاست که چرا لکان با روان­شناسی ایگو مخالف بود؟

ایگو برای برای روان­کاوان ساختاری نظام بخش است که میانجی­‌گری میان اید و سوپرایگو را بر عهده دارد. ارتباط با عالم خارج نیز بخشی از وظایف ایگو است. به جهت همین اهمیت است که پیروان روان­شناسی ایگو هدف درمانی خود را بر اساس تقویت آن قرار دادند. لکان معتقد بود که ایگو سرابی از خودشیفتگی است و اصرار بر آن آشکار کننده چیزی جز ذات مخرب آن نیست. چشم و هم­‌چشمی، رقابت، تقلید و حسادت جزء لاینفک ایگو هستند. ایگو در طی مرحله­ آینه­‌ای شکل می­‌گیرد و بنابراین کشف ایگو همراه با احساسی از خودبزرگ بینی است. همچنین لکان در مخالفت با روان­شناسی ایگو اظهار کرد که ناخودآگاه انسان نه تنها مخزن غرایز حیوانی نیست بلکه ذات آن در تعلق به قانون است، چرا که ساختمان آن هم­چون ساختمان زبان تکلم است.

ژاک لکان درحال تدریس در یکی از سمینارهای‌اش

ساختار روان از نظر ژاک لکان

لکان ساختمان روانی انسان را به سه ساختار اساسی تقسیم می‌کند:

ساحت خیالی

مبتنی بر رابطه تحریف آمیز با عالم و آدم بوده و تصویر خصوصیت اصلی آن است. ساحت خیالی در طی مرحله‌ای از رشد کودک با نام مرحله آینه‌ای شکل می‌گیرد. ساحت خیالی خودش را در مقابل ساختار ذهنی دیگری که لکان آن را ساحت نمادین می­‌نامد، در ضدیت یا حتی بیگانه می­‌یابد. ساحت خیالی نظم یا سامانی است که از دیدگاه لکان اهمیت آن از ساحت نمادین و ساحت واقع کم­تر است. از نظر او عصر مدرن مظهر اوج خیالی انسان است، زیرا انسان در مقایسه با اعصار پیشین در عصر مدرن بیش­تر به خود مشغول است و بر این اساس گمان می­‌کند که خود و مصنوعات‌اش بر جهان تقدم دارند.

ساحت نمادین

ساحت نمادین درواقع زبان ناخودآگاه است و ناخودآگاه از طریق ساحت نمادین فرصت بروز می­‌یابد. ساحت نمادین جهت می­‌دهد و پیوند برقرار می­‌کند و به لحظات خیالی تجربه بشری انسجام می‌­بخشد. تفاوت ساحت خیالی و ساحت نمادین در این است که ایگو در ساحت خیالی پدیدار می‌­شود و سوژه در ساحت نمادین. در واقع روانکاوان ایگو تقدم را به ساحت خیالی می‌دادند اما لکان معتقد بود که ساحت نمادین اهمیت بیشتری دارد.

ساحت واقعی

لکان ساحت واقع را به این صورت تعریف می­‌کند: ساحت واقع آن چیزی است که نمی­‌توان به صورت نمادین نشان­‌اش داد و نوعی ساحت محال است. بنابراین ساحت واقعی مشتمل بر واقعیاتی است که ما به آن­‌ها دسترسی نداریم زیرا این واقعیت­‌ها به واسطه زبان بیان شدنی نیستند. در واقع از زمانی که شروع به استفاده از زبان می­‌کنیم ارتباط ما ساحت واقع نیز قطع می­‌شود. تجربه کردن ساحت واقع مستلزم از میان برداشتن حائلی به نام زبان و تأمل در هستی بدون واسطه گفتار است.

تاثیرات ژاک لکان

در حوزه درمان روانکاوی، ژاک لکان تاثیر بسیار کمی برجای گذاشته است. در واقع لکان بیشتر از این­که به روان­شناسی و روان­کاوی کمک کرده باشد به فلسفه کمک کرده است. بسیاری عقیده دارند که پس از لکان روان­کاوی مکتب رسمی فلسفه فرانسه شد. بنابراین انتظار این­که کارهای او از نظر عملی قابل استفاده باشد کمی دشوار است.

اما در حوزه سینما تاثیرات لکان چشمگیر بوده است. سه ساختار ارائه شده توسط لکان یعنی ساحت خیالی، نمادین و واقعی در برخی از فیلم‌­ها بازتاب داشته است. همچنین در سال‌های اخیر در ایالات متحده آمریکا در نتیجه کوشش‌­های موفق فیلسوف اسلونیایی یعنی اسلاوی ژیژک برای ترویج اندیشه‌­های لکان، شهرت لکان فزونی یافته است. همچنین هنرمندان فمینیست نیز آرای لکان را در جهت توضیح اندیشه‌های خود به کار برده‌اند. نگاه خیره (Gaze) از جمله مفاهیم لکان است که در سینما و در نقد فیلم‌های سینمایی مورد استفاده قرار گرفته است. در سایر حوزه‌های نقد ادبی نیز آثار لکان مورد توجه قرار گرفته است.

طرح جلد کتاب لکان و سینما اثر پییترو بیانچی

منابع

  • Chessick, R. D. (1987). Lacan's practice of psychoanalytic psychotherapy. American Journal of Psychotherapy, 41(4), 571-579.
  • Contu, A., Driver, M., & Jones, C. (2010). Editorial: Jacques Lacan with organization studies. Organization, 17(3), 307-315.
  • Fink, B. (2003). The Use of Lacanian Psychoanalysis in a Case of Fetishism. Clinical Case Studies, 2(1), 50-69.
  • استاوراکاکیس (۱۹۹۹).لاکان و امر سیاسی. ترجمه محمدعلی جعفری (۱۳۹۲). چاپ اول، تهران، ققنوس.
  • بوتبی، ریچارد. (۲۰۰۱). فروید در مقام فیلسوف، فراروان­شناسی پس از لکان. ترجمه سهیل سمّی (۱۳۹۰)، تهران، انتشارات ققنوس.
  • پین، مایکل (۱۹۹۳). لکان، دریدا، کریستوا. ترجمه پیام یزدانجو (۱۳۹۰). چاپ سوم، تهران، نشر مرکز.
  • راباته، ژان میشل. (۱۳۸۲). پیش درآمدی بر ژاک لکان. ترجمه فتاح محمدی، ارغنون، شماره ۲۲، ص ۱۹۳ تا ۲۲۷.
  • راباته، ژان میشل. (۱۳۸۴). چرخش لکان به فروید. ترجمه احسان نوروزی، فارابی، دوره ۱۵، شماره۱، ص ۲۹ تا ۴۷.
  • ژیژک، اسلاوی (۲۰۰۷). لاکان به روایت ژیژک. ترجمه فتاح محمدی (۱۳۹۰). چاپ اول، زنجان، انتشارات هزاره سوم.
  • کدیور، میترا (۱۳۸۸). مکتب لکان: روانکاوی در قرن بیست و یکم. چاپ دوم، تهران، انتشارات اطلاعات.
  • مالپاس، سایمون (۲۰۰۵). پسامدرن. ترجمه بهرام بهین (۱۳۸۸). چاپ اول، تهران، انتشارات ققنوس.
  • موللی، کرامت (۱۳۸۸). مقدماتی بر روانکاوی لکان: منطق و توپولوژی. چاپ اول، تهران، نشر دانژه.
  • موللی، کرامت (۱۳۹۰). مبانی روان­کاوی فروید – لکان. چاپ ششم، تهران، نشر نی.
  • هومر، شون (۲۰۰۵). ژاک لکان. نترجمه محمدعلی جعفری و سید محمد ابراهیم طاهائی (۱۳۹۰). چاپ دوم، تهران، انتشارات ققنوس.