دیالکتیک: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش ویکی
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «'''دیالکتیک''' یک اسلوب فلسفی است که بر ارتباط متقابل یا به‌هم پیوستگی پدیده‌...» ایجاد کرد)
 
جز
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
'''دیالکتیک''' یک اسلوب فلسفی است که بر ارتباط متقابل یا به‌هم پیوستگی پدیده‌ها و وحدت اضداد تأکید دارد. دیالکتیک را اغلب به صورت «تز - آنتی‌تز - سنتز» نشان می‌دهند که در آن هر ایده‌ای ضد خود را ایجاد می‌کند.
 
'''دیالکتیک''' یک اسلوب فلسفی است که بر ارتباط متقابل یا به‌هم پیوستگی پدیده‌ها و وحدت اضداد تأکید دارد. دیالکتیک را اغلب به صورت «تز - آنتی‌تز - سنتز» نشان می‌دهند که در آن هر ایده‌ای ضد خود را ایجاد می‌کند.
  
اگرچه سابقه دیالکتیک به زمان فیلسوفان یونان باستان برمی‌گردد، اما این روش فکری بیشتر با آرای [[فردریش هگل]] شناخته شده است. دیالکتیک هگل سه مرحله دارد: فیلسوفی موضعی می‌گیرد (تز)، فیلسوف دیگری آن را رد می‌کند (آنتی‌تز) و فیلسوف سوم دیدگاهی بینابین اتخاذ می‌کند (سنتز یا سازش بین تز و آنتی‌تز). وقتی این چرخه کامل شد سنتز قبلی برای چرخه بعدی تبدیل به تز می‌شود.
+
اصطلاح دیالکتیک در یونان باستان برای هنر گفتگو به کار می‌رفته است. اگرچه سابقه دیالکتیک به زمان فیلسوفان یونان باستان برمی‌گردد، اما این روش فکری بیشتر با آرای [[فردریش هگل]] شناخته شده است. دیالکتیک هگل سه مرحله دارد: فیلسوفی موضعی می‌گیرد (تز)، فیلسوف دیگری آن را رد می‌کند (آنتی‌تز) و فیلسوف سوم دیدگاهی بینابین اتخاذ می‌کند (سنتز یا سازش بین تز و آنتی‌تز). وقتی این چرخه کامل شد سنتز قبلی برای چرخه بعدی تبدیل به تز می‌شود.
  
 
برای مثال [[هراکلیتوس]] عقیده داشت که هر چیزی مرتباً در حال تغییر است. [[پارمنیدس]] اعلام کرد که هیچ چیزی تغییر نمی‌کند. [[افلاطون]] با سنتز میان آرای این دو اعلام کرد که برخی چیزها تغییر می‌کنند و برخی نه.
 
برای مثال [[هراکلیتوس]] عقیده داشت که هر چیزی مرتباً در حال تغییر است. [[پارمنیدس]] اعلام کرد که هیچ چیزی تغییر نمی‌کند. [[افلاطون]] با سنتز میان آرای این دو اعلام کرد که برخی چیزها تغییر می‌کنند و برخی نه.

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۹:۲۰

دیالکتیک یک اسلوب فلسفی است که بر ارتباط متقابل یا به‌هم پیوستگی پدیده‌ها و وحدت اضداد تأکید دارد. دیالکتیک را اغلب به صورت «تز - آنتی‌تز - سنتز» نشان می‌دهند که در آن هر ایده‌ای ضد خود را ایجاد می‌کند.

اصطلاح دیالکتیک در یونان باستان برای هنر گفتگو به کار می‌رفته است. اگرچه سابقه دیالکتیک به زمان فیلسوفان یونان باستان برمی‌گردد، اما این روش فکری بیشتر با آرای فردریش هگل شناخته شده است. دیالکتیک هگل سه مرحله دارد: فیلسوفی موضعی می‌گیرد (تز)، فیلسوف دیگری آن را رد می‌کند (آنتی‌تز) و فیلسوف سوم دیدگاهی بینابین اتخاذ می‌کند (سنتز یا سازش بین تز و آنتی‌تز). وقتی این چرخه کامل شد سنتز قبلی برای چرخه بعدی تبدیل به تز می‌شود.

برای مثال هراکلیتوس عقیده داشت که هر چیزی مرتباً در حال تغییر است. پارمنیدس اعلام کرد که هیچ چیزی تغییر نمی‌کند. افلاطون با سنتز میان آرای این دو اعلام کرد که برخی چیزها تغییر می‌کنند و برخی نه.

منابع

  • هرگنهان، بی. آر. (۲۰۰۹). تاریخ روان‌شناسی. ترجمه یحیی سید محمدی (۱۳۸۹). چاپ اول، تهران، نشر ارسباران.
  • هومر، شون (۲۰۰۵). ژاک لکان. نترجمه محمدعلی جعفری و سید محمد ابراهیم طاهائی (۱۳۹۰). چاپ دوم، تهران، انتشارات ققنوس.