فئودور داستایوفسکی

از دانش ویکی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۷ فوریهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۲۳:۰۳ توسط Teymur (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''فئودور داستایوفسکی''' با نام کامل فئودور میخایلوویچ داستایوفسکی (Fyodor Mikhaylovic...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

فئودور داستایوفسکی با نام کامل فئودور میخایلوویچ داستایوفسکی (Fyodor Mikhaylovich Dostoyevsky) زاده ۱۱ نوامبر ۱۸۲۱ در مسکو و درگذشته ۹ فوریه ۱۸۸۱ در سن‌پترزبورگ، نویسنده بزرگ روسی و به گمان بسیاری بزرگ‌ترین رمان نویس تاریخ است.

Daneshwiki-Fyodor-Dostoyevsky.jpg

شهرت عمده داستایوفسکی در این بود که در رمان‌ها و داستان‌های کوتاه‌اش همانند یک روانشناس به تاریک‌ترین و عمیق‌ترین بخش‌های شخصیت‌های‌اش وارد می‌شد و لحظات بی‌نظری را خلق می‌کرد. داستایوفسکی تاثیرات بسیاری بر نویسندگان قرن بیستم برجای گذاشت. ایده‌هایی که او در کتاب‌هایش مطرح کرد نقش زیادی در شکل‌گیری نظریه روانکاوی زیگموند فروید داشت. همچنین آثار او بر ادبیات مدرنیسم و اگزیستانسیال و همچنین مکاتب مختلف روانشناسی تاثیر گذار بود. آثار وی نوعی پیش بینی از آینده ارائه داده است و وی رفتارهای انقلابیون روسیه را در صورت به قدرت رسیدن پیش بینی کرده بود.

زندگینامه فئودور داستایوفسکی

فئودور داستایوفسکی در ۱۱ نوامبر ۱۸۲۱ در مسکو روسیه متولد شد. او تا سال ۱۸۳۳ در خانه تحصیل کرد و سپس برای ادامه تحصیل به یک مدرسه شبانه روزی فرستاده شد. داستایوفسکی پس از ورود به دانشگاه، در سال ۱۸۴۳ از آکادمی مهندسی نظامی با درجه افسری فارغ‌التحصیل شد.

پدر داستایوفسکی یک جراح بازنشسته ارتش بود که به عنوان پزشک در بیمارستان ماریینسکی مسکو خدمت می‌کرد. این بیمارستان در منطقه فقیر نشین شهر واقع شده بود و وی در ضمن انجام وظایف‌اش کارهای خیریه نیز انجام می‌داد. مادر داستایوفسکی در سال ۱۹۳۷ و پدرش نیز در سال ۱۹۳۹ درگذشتند. داستایوفسکی خانواده‌ای به شدت مذهبی داشت و دلبستگی مادام‌العمر داستایوفسکی به مذهب نیز به همین دلیل بود.

او در سال ۱۹۴۷ وارد محافل روشنفکری مرتبط با سوسیالیسم شد و در سال ۱۸۴۹ به دلیل فعالیت‌های سیاسی دستگیر و به مدت هشت ماه زندانی شد. پس از هشت ماه داستایوفسکی و عده‌ای دیگر از زندانیان را برای اعدام به میدان سمیونوفسکی منتقل کردند. در این میدان مناسک اعدام انجام شد و سه نفر از زندانیان با شلیک گلوله اعدام شدند. در آخرین لحظاتی که داستایوفسکی در حال اعدام بود یک پیام رسان از طرف تزار فرستاده شد و سایر زندانیان نجات یافتند. یکی از زندانیان همراه داستایوفسکی پس از این واقعه دچار جنون شد و خود داستایوفسکی نیز برای چند دقیقه مرگ را احساس کرد و به همین دلیل چندین شخصیت رمان‌های وی تا مراحل نزدیک اعدام را تجربه می‌کنند.

پس از اینکه داستایوفسکی از اعدام نجات یافت، وی را برای کار در اردوگاه، به زندانی در سیبری منتقل کردند و او چهار سال را در این زندان گذراند. کتاب خاطرات خانه اموات که داستایوفسکی در سال ۱۹۶۲ آن را نوشت تجربیات وی در این چهار سال را به زیبایی نشان داده است. این کتاب حوادث وحشتناک و بیرحمی‌های نگهبانان را منعکس می‌کند و لئو تولستوی آن را به عنوان شاهکار داستایوفسکی می‌داند.

داستایوفسکی به دلیل دریافت حکم تبعید به سیبری و حملات صرع در زمان خودش به عنوان یک نویسنده به شهرت رسیده بود. داستان زندگی وی به حدی دارای فراز و نشیب است که از برخی از رمان‌هایش نیز جذاب‌تر است. بسیاری از متخصصان ادبیات عقیده دارند که رمان‌های داستایوفسکی تاحد زیادی بازتاب دهنده زندگی واقعی خودش است.

وی سرانجام در ۹ فوریه سال ۱۸۸۱ در اثر خون‌ریزی ریه که ناشی از سل ریوی بود درگذشت.

آغاز نویسندگی

داستایوفسکی کار خود در دنیای ادبیات را با ترجمه چند کتاب آغاز کرد. او در سال ۱۹۴۶ رمان کوتاه بیچارگان را منتشر کرد که به سرعت سبب شهرت وی در محافل ادبی شد. در چند سال آینده داستایوفسکی داستان‌های مختلفی را منتشر کرد که از جمله آن‌ها همزاد (۱۹۴۶) و خانم صاحبخانه (۱۸۴۷) بود. برخلاف برخی از نویسندگان که کیفیت آثارشان به تدریج کمتر می‌شود، داستایوفسکی عمده آثار مشهور خود را در سال‌های پایانی زندگی خود نوشت. او جنایت و مکافات را در سال ۱۸۶۶، قمارباز را در سال ۱۸۶۷، ابله را در سال ۱۸۶۹، جن زدگان را در سال ۱۸۷۲ و برادران کارامازوف را در سال ۱۸۸۰ نوشت.

آثار مهم فئودور داستایوفسکی

آثار به جای مانده از داستایوفسکی شامل ۱۵ رمان، ۱۷ داستان کوتاه و تعداد مقاله و کتاب ترجمه شده می‌باشد. با این حال چهار رمان وی بسیار ارزشمند و ماندگار بوده‌اند که عبارتند از جنایت و مکافات، ابله، جن زدگان و برادران کارامازوف. هر کدام از این داستان‌ها به دلیل ژرفا و عمق روانشناختی مشهور هستند و به دلیل همین کتاب‌هاست که داستایوفسکی را یکی از بزرگ‌ترین روانشناسان دنیای ادبیات می‌دانند. او در تحلیل ویژگی‌های روانی شخصیت‌هایش متخصص بود که در قالب‌هایی چون دیوانگی، قتل و خودکشی نشان داده می‌شدند. همچنین داستایوفسکی به نشان دادن حماقت‌ها، خود تخریبی‌ها، خشم و استبداد افراد علاقه داشت. این کتاب‌ها همچنین باعث شکل‌گیری سوالاتی در حوزه‌های فلسفه، روانشناسی و سیاست شده‌اند که برخی از آن‌ها هنوز هم مورد مناقشه هستند.

میراث داستایوفسکی

نام داستایوسکی مترادف با عمق روانشناختی است. در طول چندین نسل، عمق و تضاد قهرمانان او باعث شده است که از وی به عنوان یک روانشناس نام برده شود. بسیاری از نظریه پردازان از جمله زیگموند فروید از کارهای وی استفاده کرده‌اند و حتی به عقیده بسیاری مفهوم ناهشیار را داستایوفسکی برای نخستین بار به کار برده است نه فروید. او همچنین بر تعداد بسیاری از نویسندگان و متفکران برجسته پس از خود از جمله فریدریش نیچه، آندره ژید، آلبر کامو، ژان پل سارتر، آندره مالرو و میخائیل بولگاکف تاثیر گذاشت.